|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بیر اوشاغام، آنام سن سن خسته اولسام، داوام سن سن آغاج اولسام،هاوام سن سن اورک ائویم سنسیز تالان آنا یوردوم، آذربایجان جئیران اولسام ، سن داغیمسان بولبول اولسام،سن باغیمسان سونبول اولسام،تورپاغیمسان سرین سولار،سند ن آخان آنا یوردوم آذربایجان آغ بولوتلار، یور قانیندی مرد اوغوللار قوربانیندی یول گورسدن ، قورآنیندی دوشمن لری ، درده سالان آنا یوردوم آذربایجان من آرازام ، سن خزرسن آغیزلاردا، چوخ گزرسن هر آفت دن ، بر حذر سن قار-یاغیشلار ، سنه یاغان آنا یوردوم ، آذربایجان قول-قانادیم ، هوسیم سن یورولمایان ، نفسیم سن من اوره یم ، قفسیم سن منه دایاق ، کومک دوران آنا یوردوم ، آذربایجان من قوش اولسام ، سن پریم سن زرگر اولسام ، سن زریم سن عاشیق اولسام ، دیل بریم سن عاشیق لری ، سای سیز اولان آنا یوردوم ، آذربایجان گوزَللرین ، گوزَلی سن داد لی-دوزلو مزه لی سن شاعیرین شعر ، غزلی سن آدین سنین ، دیلده قالان آنا یوردوم ، آذربایجان آنا یوردوم ، آذربایجان |
|
| ورود تیم تراکتور سازی به لیگ برتر، اقدامی ناسنجیده
همانگونه که از اخبار فوتبال برمی آید، سکانداران فدراسیون فوتبال در پی یک اقدام شگفت انگیز، با اختصاص دادن تنها دو سهمیه برای تیم های استان تهران، تصمیم دارند تیم های تهرانی را به استانهای دیگر انتقال دهند. تا کنون انتقال تیم های صبا باتری به قم، راه آهن به مازندران و پیکان به قزوین و پاس به همدان در سال گذشته، قطعی شده است. بررسی ِ تبعات چنین اقدامی در حوزه ورزش و فوتبال، نشان میدهد این حرکت اگر چه در وجوهی قابل پذیرش است، اما در کلیّت موضوع با اشکلات فراوانی روبرو است. بالندگی فوتبال، صرفن در اثر پی ریزی ساختاری است که مبتنی بر برنامه ریزی و سرمایه گذاری مفید و جهت دار باشد. صرف انتقال مکانیکی یک تیم به شهرستانی، اگر چه در نگاه اول به نفع شهرستانی ها خواهد بود، اما بدون برنامه ریزی سنجیده، تنها قادر خواهد بود در حد یک موج کوتاه و زودگذر جلوه کند. انتقال تیم های تهرانی به شهرستانها، به مانند این است که درخت میوه ای بارداده را، از تنه قطع کرده و در محل دیگر کاشته تا احتمالن بار دهد، حال فرض کنیم محل دیگر، کویر هم باشد. آیا غیر از این است که درخت بریده شده، نیز خشک و نابود خواهد گشت. باید میوه درخت و بذر آن را انتقال داد نه خود درخت را! یا مثل دیگر اینکه، دانش آموزان ضعیف را، در دبیرستان نخبگان، به زور تحمیل کنیم، چه خواهد شد؟ آیا غیر این است که دبیرستان نیرومند را به ضعف می کشانیم و هم آن دانش آموزان کارایی خود را دیگر نخواهند داشت. آیا جایگزین چنین روشی این نیست که، دبیرستانی با امکانات مناسب برای آن دانش آموزان برپا داشت تا ضمن طی کردن روندی به پیشرفت نایل آیند؟ هیج درخت پرباری در کویر میوه نخواهد داد، کویر را احیا کنیم. با ایجاد ساختار و سازه های برنامه ریزی شده و مهیا ساختن سخت افزار و نرم افزار مناسب ورزش فوتبال، باید کوشید همان امکانات را، در شهرستان ها ایجاد کرد و در کنار این نیز، با سرمایه گذاری مالی قوی، از بازیکنان نیرومند ِ دیگر شهرستانها و تهران سود جست. براستی سستی و ناکارآمدی برخی مراکز استانها مانند تبریز، مگر با انتقال تحمیلی و اجباری تیم های تهرانی و یا حتی شهرستانی قابل حل است. عدم کارایی مسئولان و شاکله تیم ترکتورسازی برای راهیابی به لیگ برتر فوتبال ایران ریشه در برخی تعصباتی دارد که باید آنها را زدود، تا برطرف ساختن ِ درماندگی و نگاه به شدت متعصبانه و کور، فراهم آید. با نگاهی گذار به اسامی و زادگاه ِ بازیکنان تیم تراکتورسازی در خواهیم یافت، بیشترین آنها آذری بوده و این تیم کمتر از بازیکنان نخبه غیر بومی و غیر آذری سود می جوید. و در دنیای امروز،این تیم فوتبال تنها ره به ترکستان! خواهد برد نه به لیگ برتر ! از طرف دیگر، سمپاتی پانترکان از تیم ترکتور سازی یا به زعم آنها تراختورسازی، در سالیان گذشته سبب گردیده بخشی از نیرو و انرژی دستگاه های نهادی استان آذربایجان شرقی، مصروف مقابله با بازیگران جوان و فریب خورده ی پانترکان در استادیوم ها گردد. پانترکان پس از رخدادهای خورداد 1385، پیامد کاریکاتور سوسک، بر آن شدند که با استفاده از این بازیگران محدود خیابانی و استادیومی، خودنمایی کرده و خود را پر اهمیت و سمپاتیک جلوه دهند. در هفته هایی که تیم تراکتورسازی در مسابقات لیگ یک مسابقه داشته است، برخی جوانان فریب خورده با بلند کردن نشانه بوزگورد، و سردادن شعار های ضد ایرانی و ضد ملی، از خود نمایشات تجزیه طلبانه بروز دادند به گونه ای که دیگر شعارهای یاشا یاشا آذربایجان، با مسابقات تیم تراکتورسازی عجین شده است. بنابراین انتقال یک تیم تهرانی و غیره به شهر تبریز از دو جنبه قابل بحث و تحلیل است: 1 – ضرورت ایجاد بنیانها و ساختارهای برنامه ریزی شده همراه با سرمایه گذاری انبوه. 2 – ضرورت هوشیاری در مقابل تحرک پانترکان، به لحاظ اینکه در گذشته تحرکات حقیر عمله ها و بازیگران اندک پانترکان محدود به شهر تبریز بوده ودر صورت بذل و بخشش برای ورود ترکتورسازی به لیگ برتر، حساسیت موضوع صد چندان بوده و تحرکات پانترکان، دیگر انعکاس محدود گذشته را نخواهد داشت. در این خصوص ضروری است، مسئولان تبریز و شاکله تیم ترکتور سازی دریابند نمی توان از یک طرف دل به منافع ملی بسپارند و از دیگر با تساهل و تسامح نسبت به برخی عناصر مشکوکی، حاشیه امنیت برای هویت تجزیه طلبان و پانترکان فراهم آید. اهدای چنین امتیازات درخشان و برتر، و همچنین بدست آوردن چنین امکانات آسانی، هزینه ای بدنبال دارد که همانا، حداقل دل در گروی ایران ِ اسلامی داشتن است. نه اینکه تمامی این امکانات را،براحتی خواست و داشت، و سپس با بیان اظهارات دو پهلو به پانترکان چشمک زده و به روی آنها با لبخند نگریست. در همین رابطه خبر ذیل قابل توجه است : « معاون سیاسی و امنیتی استاندارآذربایجان شرقی با بیان این مطلب که نام تیم لیگ برتری تبریز قطعا تراکتورسازی خواهد بود، اظهار کرد: از آنجایی که این تیم پس از تیم های پرسپولیس و استقلال سومین تیم پرطرفدار ایران است، بنابراین حضور آن در لیگ برتر باعث شور و نشاط و پیشرفت فوتبال منطقه و حتی کشور خواهد شد. غفاری تاکید کرد: به دلیل حساسیت مردم آذربایجان به تیم تراکتورسازی هر تیمی با عنوان غیر نمی تواند به تبریز منتقل شود. » براستی چگونه مردم دیگر استانها، می توانند تیم هایی با نام های غیر را تحمل کنند، اما مردم تبریز یا آذربایجان نمی توانند؟ این دیدگاه را باید چگونه ارزیابی کرد تا بتوان بدرستی منظور آن را فهمید؟ : مردم آذربایجان خواهان تیمی هستند که در لیگ برتر حضور داشته باشد، از طرفی نیز، صاحب قدرت و توانایی برای شکست دادن ِ تیم های شهرستهای دیگر نیز نیستند، حال با امتیازی که دارای آن شدند، مانند برخی استهای دیگر، امکان اینرا یافته اند که از دست رنج تیم های شهرستاهای دیگر سود برده و به لیگ برتر وارد شوند، اکنون نیز با برتری جویی و زیاده دستی خواهان این نیز هستند، نام آن تیم نگون بخت، باید تراختورسازی باشد! و در غیر اینصورت تحمل هم نمی کنند، پس چرا دیگر استانها چنین خواسته ای ندارند. از طرفی دیگر هم فریاد بکشند که تمامی امکانات کشور در اختیار استانهای غیر آذری است. بهرروی، پذیرایی تیمی به عنوان ترکتورسازی در لیگ برتر، با ارزیابی شرایط امروز تنها هنگامی سنجیده و قابل قبول است که، تغییر و تحول مناسب برای بی اثر کردن صدای پانترکان پدید آید، و پانترکان و حامیان آشکار و پنهان ِ آنها دریابند که، تنگنای ویرانگر و محرومیت از امتیازات و امکانات، تنها پاسخی خواهد بود که در صورت ادامه راه گذشته با آن مواجه خواهند بود. |































































